ترجمه "natal" به فارسی

زایشی, بوم, زادگاه بهترین ترجمه های "natal" به فارسی هستند.

natal adjective دستور زبان

Of or relating to the buttocks. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زایشی

  • بوم

    noun
  • زادگاه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مولودی
    • از تاریخ تولد (تا حال)
    • استان ناتال (در جمهوری افریقای جنوبی)
    • مرز و بوم
    • وابسته به تولد
    • پس زایشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " natal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Natal proper noun

A seaport and the state capital of Rio Grande do Norte, Brazil. [..]

+ اضافه کردن

"Natal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Natal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "natal" با ترجمه به فارسی

  • کاریسا
  • دراج ناتال
  • جشن تولد · زادروز · میلاد
  • تولدگرایی (ترویج یا حمایت از زادآوری)
  • باروری · تعداد موالید · رجوع شود به birthrate · میزان موالید
  • تريكولنا رپانس · رنکلیتروم رپنس
اضافه کردن

ترجمه های "natal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه