ترجمه "national" به فارسی

ملی, ناسیونال, تبعه بهترین ترجمه های "national" به فارسی هستند.

national adjective noun دستور زبان

(usually plural) A tournament in which participants from all over the nation compete. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ملی

    adjective

    of or having to do with a nation

    The place is national property now, and used as a kind of armoury, my love.

    این عمارت حالا جزء اموال ملی است و از آن به عنوان قورخانه استفاده میشود.

  • ناسیونال

    of or having to do with a nation

  • تبعه

    noun

    On another occasion two nationals of the colonial power were arrested

    درجای دیگری دو نفر از مردم تبعه قدرت استعماری دستگیر شده

  • ترجمه های کمتر

    • شهروند
    • عمومی
    • میهنی
    • همگانی
    • مردمگانی
    • هاوشی
    • سرتاسری
    • (امریکا) فدرال (در برابر: ایالتی state)
    • (شرکت ها و غیره) اداره مرکزی
    • (معمولا جمع) مسابقات ملی (در برابر: محلی)
    • سازمان مرکزی
    • مربوط به سرتاسر کشور
    • میهن دوستانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " national " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

National
+ اضافه کردن

"National" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای National در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "national"

عباراتی شبیه به "national" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "national" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه