ترجمه "nativity" به فارسی
تولد, (ستاره خوانی) زایچه, (مسیح) میلاد بهترین ترجمه های "nativity" به فارسی هستند.
nativity
noun
دستور زبان
Birth; the place, time and circumstances of a birth. [..]
-
تولد
nounYeah, for the nativity scene.
آره ، برای صحنه ی تولد مسیح
-
(ستاره خوانی) زایچه
-
(مسیح) میلاد
-
زاد (به ویژه با تکیه بر زمان و جا و سایر شرایط)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nativity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Nativity
proper
noun
(Christianity) The birth of Jesus as described in the Gospels of Matthew and Luke. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Nativity" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nativity در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "nativity" با ترجمه به فارسی
-
امریکایی آغازین · سرخپوست
-
بوم زاد · بومی · متولد محل
-
تبلیغات همسان
-
مغاره
-
مادر میهن · میهن · وطن · کشور اصلی
-
زبان بومی · زبان مادری
-
وطن
-
(امریکا) کاندیدای محلی برای مقام فدرال یا نمایندگی کنگره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن