ترجمه "natural" به فارسی
طبیعی, ذاتی, ساده بهترین ترجمه های "natural" به فارسی هستند.
That which exists and evolved within the confines of an eco-system. [..]
-
طبیعی
adjectiveWrite about the relationship between the artificial environment and the natural environment.
در بارهی رابطهی بین محیط مصنوعی و محیط طبیعی بنویسید.
-
ذاتی
adjectiveAlexandra was flexible. Eve was a natural athlete.
ای و دارای یک حالت یکدندگی ذاتی بود، و آلکساندرا انعطاف پذیر.
-
ساده
adjectiveFather Fauchelevent goes out with his basket that is perfectly natural.
می گن بابا فوشلوان با سبدش بیرون رفت؛ این بسیار ساده است.
-
ترجمه های کمتر
- فطری
- عادی
- مادرزاد
- واقعی
- معمولی
- صادقانه
- سرشتی
- خصلتی
- وحشی
- کودن
- خیمی
- غیراکتسابی
- نیادی
- کانونیک
- کیانایی
- متعارفی
- حرامزاده
- نهادی
- (ریاضی) طبیعی
- (عامیانه) کار یا چیز موفقیت آمیز 3
- (غیر مذهبی یا جادویی - ناوابسته به خدایان) علمی (در برابر: ماوراالطبیعه supernatural)
- (فطرتا) خبره در کاری 2
- (موسیقی) نت عادی
- (والدین) واقعی (در برابر: رضاعی یا خواندگی و غیره) 0
- آدم ابله
- بی تصنع
- بی شایبه
- دست نخورده (ناساخته ی دست انسان)
- قابل انتظار
- نشانه ی نت عادی 4
- وابسته به دنیای مادی (در برابر: دنیای خیالی یا فکری یا معنوی و غیره)
- وابسته به طبیعت
- پخمه 1
- کشت نشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " natural " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Natural" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Natural در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
"NATURAL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NATURAL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "natural" با ترجمه به فارسی
-
منسوجات طبیعی
-
قرار گرفتن در رتبههای عادی موتور جستجو. موتورهای جستجو سایتهای دیگری را در کنار نتایج عادی خود نشان می-دهند که برای آن هزینه دریافت میکنند. رتبههای عادی موتور جستجو را نمیتوان خرید!
-
سیانجی
-
درون داشت