ترجمه "nature" به فارسی
طبیعت, سرشت, منش بهترین ترجمه های "nature" به فارسی هستند.
(obsolete) To endow with natural qualities. [..]
-
طبیعت
nouneverything related to biological and geographical states [..]
He did not believe they existed in nature.
اوبه وجود این سیاهچاله ها در طبیعت باور نداشت.
-
سرشت
nounessential characteristics
And I think that is really the nature of architecture.
و من فکر می کنم این همان سرشت حقیقی معماری است.
-
منش
nounAnd this is the nature of the universe.
اين منش و خويِ دنياست.
-
ترجمه های کمتر
- ذات
- نوع
- گونه
- روح
- ماهیت
- فطرت
- قبیل
- استعداد
- سیرت
- مزاج
- خو
- نهاد
- غریزه
- کائنات
- خمیره
- خیم
- کیانا
- جاهل
- کیا
- نیاد
- قسم
- (الهیات مسیحی) انسان طبیعی که نور حقیقت به دلش رخنه نکرده است
- (قدیمی) مهر
- (هنر) صحنه ی طبیعی (درخت و جانور و کوه و غیره) 1
- (گاهی N بزرگ) مادر طبیعت
- تنویر نشده
- جهان مادی
- دامن طبیعت
- رفتار طبیعی
- رفتار معمول
- زندگی ساده و در محیط آزاد 0
- محبت 2
- وضع انسان اولیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nature " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The sum of natural forces reified and considered as a sentient being, will, or principle. [..]
"Nature" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nature در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "nature" با ترجمه به فارسی
-
قرار گرفتن در رتبههای عادی موتور جستجو. موتورهای جستجو سایتهای دیگری را در کنار نتایج عادی خود نشان می-دهند که برای آن هزینه دریافت میکنند. رتبههای عادی موتور جستجو را نمیتوان خرید!
-
سیانجی