ترجمه "navel" به فارسی
ناف, مرکز, وسط بهترین ترجمه های "navel" به فارسی هستند.
navel
noun
دستور زبان
(anatomy) The indentation or bump remaining in the abdomen of mammals where the umbilical cord was attached before birth. [..]
-
ناف
nounremnant of umbilical cord [..]
babies were born just the same as rabbits except that the baby came out of the woman's navel.
بچه درست مثل خرگوش بدنیا میآید، با این تفاوت که بچه از ناف زن بیرون میآید.
-
مرکز
nounbuilt upon the navel of the earth
که بر روي مرکز زمين
-
وسط
noun
-
ترجمه های کمتر
- میانگاه
- سره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " navel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "navel"
عباراتی شبیه به "navel" با ترجمه به فارسی
-
ناف · وسط
-
پرتقال بی دانه · پرتقال نافدار
-
سوراخکاری ناف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن