ترجمه "nd" به فارسی

(شیمی) مخفف : نئودیمیم (neodymium), بی تاریخ, مخفف : تاریخ ندارد بهترین ترجمه های "nd" به فارسی هستند.

nd conjunction

(Internet slang) And [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (شیمی) مخفف : نئودیمیم (neodymium)

  • بی تاریخ

  • مخفف : تاریخ ندارد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Nd noun

a yellow trivalent metallic element of the rare earth group; occurs in monazite and bastnasite in association with cerium and lanthanum and praseodymium

+ اضافه کردن

"Nd" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nd در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ND noun proper دستور زبان

Negligent discharge. Military, accidental firing of a weapon [..]

+ اضافه کردن

"ND" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ND در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "nd" با ترجمه به فارسی

  • ND.
    مخفف : ایالت داکوتای شمالی (امریکا)
اضافه کردن

ترجمه های "nd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه