ترجمه "nectared" به فارسی
شهددار, ناب, شیرین بهترین ترجمه های "nectared" به فارسی هستند.
nectared
adjective
دستور زبان
Imbued or abounding with nectar.
-
شهددار
-
ناب
adjective -
شیرین
adjective proper
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nectared " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nectared" با ترجمه به فارسی
-
اگاو
-
(اسطوره ی یونان و روم) نوشابه ی خدایان · (گیاه شناسی) شهد · شربت · شهد · نوش · نوشین · نکتار · هر نوشابه ی خوشمزه
-
شهددار · شهدی · شیرین
-
گياهان شهدي · گياهان عسلزا · گياهان عسلي · گیاهان زنبوردوست
-
(اسطوره ی یونان و روم) نوشابه ی خدایان · (گیاه شناسی) شهد · شربت · شهد · نوش · نوشین · نکتار · هر نوشابه ی خوشمزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن