ترجمه "negativity" به فارسی
منفیت, منفی بودن, منفی گرایی بهترین ترجمه های "negativity" به فارسی هستند.
negativity
noun
دستور زبان
The characteristic of having a negative charge. [..]
-
منفیت
-
منفی بودن
So let's call it the death spiral of negativity.
پس بیاید اسمش را مارپیچِ مرگِ منفی بودن بگذاریم.
-
منفی گرایی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " negativity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "negativity" با ترجمه به فارسی
-
بطور منفی · منفی وار · وارونه
-
مدار کنترل
-
آزادی منفی
-
(ترکیزه شناسی) وابسته به ترکیزه ی گرم منفی (باکتری های گرم منفی در اثر الکل رنگ بنفش کریستال را از دست داده و رنگ قرمز به خود می گیرند) (رجوع شود به Gram's method)
-
توزیع دوجملهای منفی
-
تقاضای پنهان
-
فاکتورگیری نامنفی ماتریس
-
تورفتگی کاهش یافته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن