ترجمه "negotiate" به فارسی
مذاکره کردن, جستارزدن, گفتگوکردن بهترین ترجمه های "negotiate" به فارسی هستند.
negotiate
verb
دستور زبان
(intransitive) To confer with others in order to come to terms or reach an agreement. [..]
-
مذاکره کردن
verbYou forget I negotiated a salary for each worker.
يادت رفته اين من بودم که براي حقوق اونا مذاکره کردم.
-
جستارزدن
-
گفتگوکردن
-
ترجمه های کمتر
- (اوراق بهادار و سهام و غیره) دادوستد کردن
- (با موفقیت) انجام دادن
- (به سختی) عبور کردن
- (پس از مذاکره) به توافق رسیدن
- انتقال دادن
- طی کردن
- مورد بحث قرار دادن
- پیش رفتن
- چک و چانه زدن
- گذشتن (از)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " negotiate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "negotiate" با ترجمه به فارسی
-
قیمت توافقی
-
اسناد قابل معامله
-
مذاکره
-
برات
-
قیمت های مذاکره ای
-
بانک معامله کننده اسناد
-
انتقال پذیری
-
انتقال دهنده · طرف معامله · طرف گفتگو · مذاکره کننده · معامله کننده · میانجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن