ترجمه "negro" به فارسی

زنگی, سیاهپوستی, رودخانه ی نگرو (در شمال برزیل) بهترین ترجمه های "negro" به فارسی هستند.

negro adjective noun دستور زبان

(dated, offensive) Relating to the black ethnicity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنگی

    adjective
  • سیاهپوستی

  • رودخانه ی نگرو (در شمال برزیل)

  • ترجمه های کمتر

    • سیاه پوست
    • سیاهپوست (امروزه واژه ی black را ترجیح می دهند)
    • وابسته به سیاهپوستان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " negro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Negro noun دستور زبان

(dated) A person with black or dark brown skin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنگی

    noun

    person with dark skin

  • سیاهپوست

    noun

    Negroes, you see, are like a sort of family ready grown

    میدانید که در آنجا میتوانبچههای سیاهپوست را بهر نوع کاری گمارد

تصاویر با "negro"

عباراتی شبیه به "negro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "negro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه