ترجمه "neigh" به فارسی
شیهه, شنه, شهیدن بهترین ترجمه های "neigh" به فارسی هستند.
neigh
verb
noun
دستور زبان
The cry of a horse. [..]
-
شیهه
the cry of a horse
The horses of Marly, those neighing marbles, were prancing in a cloud of gold.
اسبهای ما رلی این مرمرهای شیهه زن، میان غباری از طلا، سرپا برخاسته بودند.
-
شنه
the cry of a horse
-
شهیدن
(of a horse) to make its cry
-
ترجمه های کمتر
- خنده کردن
- زیر لب خندیدن
- شیهه کشیدن
- مثل اسب صدا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " neigh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن