ترجمه "netting" به فارسی

تور, آنچه که با توراندازی به دست آمده است, به تور زده شده بهترین ترجمه های "netting" به فارسی هستند.

netting noun verb دستور زبان

Something that acts as, or looks like, a net. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تور

    noun

    I cast my net into the sea.

    من تور ماهیگیری ام را به درون دریا انداختم.

  • آنچه که با توراندازی به دست آمده است

  • به تور زده شده

  • ترجمه های کمتر

    • تورسازی
    • توري
    • توری
    • حذف گیاه بیمار
    • حق ماهیگیری با تور
    • دام آورد
    • شبکه
    • كيسهكردن
    • ماهیگیری با تور
    • مه خفیف
    • نقاب
    • پارچه (یا هر چیز) تور مانند
    • کنترل فیزیکی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " netting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "netting" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "netting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه