ترجمه "networking" به فارسی

(کامپیوتر) شبکه بندی, برقراری تماس با دیگران (برای کسب خبر و غیره), شبکه سازی بهترین ترجمه های "networking" به فارسی هستند.

networking noun verb دستور زبان

Present participle of network. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (کامپیوتر) شبکه بندی

  • برقراری تماس با دیگران (برای کسب خبر و غیره)

  • شبکه سازی

    The Networking Strategy That Never Fails

    استراتژی شبکه سازی که هرگز شکست نمیخورد

  • همبندی (اتصال چند کامپیوتر و پایانه و غیره)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " networking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Networking
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معاشرت (در بازاریابی)

عباراتی شبیه به "networking" با ترجمه به فارسی

  • شبکه کارتونی
  • همبندی
  • شبکه توزیع
  • شبکه محلی
  • (رادیو و تلویزیون) از طریق شبکه پخش کردن · (رادیو و تلویزیون) شرکت تلویزیون · (کامپیوتر - سازگانی مرکب از یک یا چند کامپیوتر و پایانه و چاپگر و غیره) شبکه · بنگاه پراکنش رادیویی (صاحب شبکه ی ایستگاه ها و غیره) · تماس برقرار کردن · تور · تورسازی · توری · توری سازی · تورینه · تورینه سازی · دارای شبکه کردن یا شدن · ساختن پارچه ی توری · شبکه · شبکه ارتباطی · شبکه ای کردن · شبکه بندی کردن · شبکه درست کردن · هر چیز مشبک (مانند تور سیمی یا غربال) · همبند · همبند کردن · پخش شده توسط کلیه ی ایستگاه های بنگاه پراکنش · یطابترا هكبش
  • تئوری شبکه
اضافه کردن

ترجمه های "networking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه