ترجمه "neurotransmitter" به فارسی
انتقالدهنده عصبی, (ماده ای که موجب انتقال انگیزه ها و پیام ها در اعصاب می شود) پی فرارسان, عصب رسانه بهترین ترجمه های "neurotransmitter" به فارسی هستند.
neurotransmitter
noun
دستور زبان
(biochemistry, neuroscience) Any substance, such as acetylcholine or dopamine, responsible for sending nerve signals across a synapse between two neurons. [..]
-
انتقالدهنده عصبی
nounsubstance responsible for sending nerve signals across a synapse between two neurons
-
(ماده ای که موجب انتقال انگیزه ها و پیام ها در اعصاب می شود) پی فرارسان
-
عصب رسانه
-
ترجمه های کمتر
- فرارسان عصبی
- پیامرسان عصبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " neurotransmitter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "neurotransmitter" با ترجمه به فارسی
-
نوروترانسمیترها · واسطههای عصبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن