ترجمه "new moon" به فارسی
ماه نو, نوماه, اول ماه بهترین ترجمه های "new moon" به فارسی هستند.
new moon
noun
دستور زبان
The phase of the moon when it is in conjunction with the sun. [..]
-
ماه نو
nounphase of moon when in conjunction with sun [..]
There the white rind of the new Moon could be seen glimmering in the remote lakes.
آنجا هاله سفید ماه نو به چشم میخورد که در دریاچههای دورافتاده پرتو افشانی میکرد.
-
نوماه
phase of moon when in conjunction with sun
-
اول ماه
I think tonight is the new moon.
فکر کنم امشب اول ماه هست
-
ترجمه های کمتر
- محاق
- هلال
- هلال ماه نو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " new moon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
New Moon
New Moon (novel)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"New Moon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای New Moon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "new moon"
عباراتی شبیه به "new moon" با ترجمه به فارسی
-
ماه نو · هلال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن