ترجمه "newcomer" به فارسی

تازه وارد, اخیرالورود, مبتدی بهترین ترجمه های "newcomer" به فارسی هستند.

newcomer noun دستور زبان

One who has recently come to a community; a recent arrival. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تازه وارد

    noun

    one who has recently arrived in a community

    Caius's eyes tightened as Alice named the relationship between the newcomers.

    چشمان کایوس با گفته شدن رابطهی خویشاوندی بین تازه وارد ین تنگ شد.

  • اخیرالورود

  • مبتدی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تازه رسیده (ازراه)
    • جدید الورود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " newcomer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Newcomer proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Newcomer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Newcomer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "newcomer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه