ترجمه "newlywed" به فارسی

تازه ازدواج کرده, تازه داماد, تازه عروس بهترین ترجمه های "newlywed" به فارسی هستند.

newlywed adjective noun دستور زبان

recently married [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تازه ازدواج کرده

    noun

    were newlyweds we just wanna have a quiet time together

    ما تازه ازدواج کرديم ، فقط ميخوايم يک لحظه آروم با هم داشته باشيم

  • تازه داماد

    noun

    I perfectly understand that newlyweds often want time alone.

    کاملاً درک می کنم که تازه عروس و تازه داماد ، نیاز دارن که تنها باشن

  • تازه عروس

    I have my own special gift to present to the newlyweds.

    من هدیه ی مخصوص خودم رو دارم برای تازه عروس و داماد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " newlywed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "newlywed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه