ترجمه "nibbed" به فارسی
قط زده, نوک دار بهترین ترجمه های "nibbed" به فارسی هستند.
nibbed
adjective
دستور زبان
Having a nib or point. [..]
-
قط زده
-
نوک دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nibbed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nibbed" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه - معمولا پس از his یا her) آدم مهم (به خیال خودش)
-
نوک قلم
-
(دراصل) نوک تراشیده ی قلم · (قدیمی) قلم تراشیدن · (پرنده) نوک · تیزسر · تیزه · تیزی هرچیز · سر · سرقلم · منقار · نوک قلم · نوک قلم پر · نوک پر را تراشیدن (وبصورت قلم درآوردن)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن