ترجمه "nip" به فارسی

گاز, مزه, نیشگون بهترین ترجمه های "nip" به فارسی هستند.

nip verb noun دستور زبان

A small quantity of something edible or a potable liquor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاز

    noun

    When we had people over, he had to nip at their ankles.

    وقتي کنار مردم بود, قوزک پاشونو گاز ميگرفت

  • مزه

    noun
  • نیشگون

    You have no right to nip me, and I'm not going to bear it.'

    شما هیچ حق ندارید این طور من را نیشگون بگیرید، من به شما اجازه چنین رفتاری را نمیدهم.

  • ترجمه های کمتر

    • گیر
    • زدن
    • مزمزه
    • گازگرفتن
    • طعم
    • قلپ
    • دزدیدن
    • چیدن
    • ریزه
    • کندن
    • رغبت
    • بریده
    • تکه
    • قطعه
    • (انگلیس - عامیانه - با: off یا away یا along و غیره) با چالاکی عمل کردن
    • (جامه) درز گرفتن
    • (خودمانی) قاپیدن
    • (سرما) سوز
    • (لای چیزی) گیرانداختن یا فشردن
    • (محکم) گرفتن
    • (مشروب الکلی) جرعه
    • (کناره ی چیزی را یا شکوفه و جوانه و غیره را) بریدن
    • (گیاه) سرما زده کردن
    • آسیب رساندن
    • تو گذاشتن
    • جلوی پیشرفت یا رشد چیزی را گرفتن
    • حرف نیش دار
    • دردناک بودن
    • رایحه تند
    • سرمازدگی 0
    • صدمه زدن
    • طعم تند
    • طعنه آمیزی
    • مزمزه کردن
    • مزه تند
    • مزه ی قوی
    • میان دو سطح (مثلا گازانبر یا موچین) گرفتن و فشردن
    • نیشگون گرفتن
    • پریدن و انجام دادن
    • کش رفتن
    • کلام برنده 1
    • کم کم نوشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nip " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Nip noun دستور زبان

(slang, offensive) A Japanese person [..]

+ اضافه کردن

"Nip" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nip در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

NIP adjective noun proper دستور زبان

New in package [..]

+ اضافه کردن

"NIP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NIP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "nip" با ترجمه به فارسی

  • دردناک بودن · گازگرفتن
  • (به ویژه هوا) سرد · (کلام) نیشدار · تند · خاردار · سوز دار · نیشگون گیر · کنایه آمیز · گاز گیر · گیرانداز
  • در نطفه خفه کردن
  • (آکروبات و نرمش) از حالت خوابیدن بر پشت به روی دو پا پریدن · بر پا خیز
  • تقریبا برابر
  • (به ویژه هوا) سرد · (کلام) نیشدار · تند · خاردار · سوز دار · نیشگون گیر · کنایه آمیز · گاز گیر · گیرانداز
اضافه کردن

ترجمه های "nip" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه