ترجمه "nock" به فارسی
سوفار, (ته پیکان یا هر یک از طرفین کمان را) فرو رفته کردن, (تیروکمان - فرورفتگی هر یک از طرفین کمان که زه را در آن می بندند) چله بند بهترین ترجمه های "nock" به فارسی هستند.
nock
verb
noun
دستور زبان
Either of the two grooves in a bow that hold the bowstring. [..]
-
سوفار
the notch at the rear of an arrow
-
(ته پیکان یا هر یک از طرفین کمان را) فرو رفته کردن
-
(تیروکمان - فرورفتگی هر یک از طرفین کمان که زه را در آن می بندند) چله بند
-
ترجمه های کمتر
- (فرورفتگی ته پیکان که زه در آن جا می گیرد)سوفار
- تیر در کمان گذاشتن
- دندانه دار کردن
- پیکان در زه گذاشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nock " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن