ترجمه "noise" به فارسی

نوفه, صدا, نویز بهترین ترجمه های "noise" به فارسی هستند.

noise verb noun دستور زبان

Various sounds, usually unwanted. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوفه

    various sounds, usually unwanted [..]

    Enable automatic noise reduction

    فعال‌سازی کاهش خودکار نوفه

  • صدا

    noun

    various sounds, usually unwanted

    This noise is unbearable.

    این سر و صدا غیر قابل تحمل است.

  • نویز

    technical: unwanted part of a signal

    What do you need to make the noise?

    واسه ی ایجاد نویز چی لازم داری ؟

  • ترجمه های کمتر

    • ونگ
    • سروصدا
    • همهمه
    • جنجال
    • خش
    • بانگ
    • برفک
    • خروش
    • اعتراض
    • هرزآوا
    • رسوایی
    • بدگویی
    • اتهام
    • (الکترونیک) پارازیت
    • (عامیانه) شایعه
    • (معمولا با: about و around و abroad و غیره) پراکندن (شایعه یا گزارش و غیره)
    • (نادر) پرحرفی کردن
    • بلند حرف زدن
    • تلق تلوق
    • جار و جنجال
    • خش خش
    • در افواه
    • سروصدا کردن
    • سیگنال ناخواسته
    • شایعه کردن یا شدن
    • صدا (به ویژه ناخوشایند)
    • صدا کردن
    • قیل و قال
    • منعکس کردن
    • موضوع روز
    • نویز (الکترونیک)
    • ورد زبان ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " noise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Noise

One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 39.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پارازیت

    Uh, plays white noise only.

    فقط پارازیت پخش می کنه

  • مزاحم

عباراتی شبیه به "noise" با ترجمه به فارسی

  • موسیقی نویز
  • (در رادیو و گیرنده های رادیویی) دمانوفه ی زمینه · صدای زمینه ناشی از حرارت
  • آلودگی صوتی
  • نسبت سیگنال به نویز
  • منعکس کردن
  • (نجوم - رادیو) پارازیت کیهانی · خش خش کیهانی
  • صدای خش خش سوزن گرامافون بر صفحه
  • (نجوم) امواج رادیویی که از داخل کهکشان راه شیری ولی از خارج منظومه ی شمسی منشا می گیرند · صدای کهکشانی
اضافه کردن

ترجمه های "noise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه