ترجمه "non-" به فارسی

بی - [nonvoter و noncooperation و nonbook و noncandidate و nonhuman], عدم, غیر - بهترین ترجمه های "non-" به فارسی هستند.

non- Prefix

Used in the sense of not, to negate the meaning of the word to which it is prefixed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی - [nonvoter و noncooperation و nonbook و noncandidate و nonhuman]

  • عدم

    For the rest of the world it was lost, with no particular place and as if non existent.

    و اما بقیه مردم گم بودند و جای معینی نداشتند، گویی عدم صرف بودند.

  • غیر -

    The fire department is proceeding with a non-critical evacuation of the building.

    اداره آتش نشانی در حال تخلیه غیر ضروری ساختمانه.

  • ترجمه های کمتر

    • نه -
    • پیشوند: نا -
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " non- " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "non-" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "non-" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه