ترجمه "nonage" به فارسی
صغر, خامی, صغیربودن بهترین ترجمه های "nonage" به فارسی هستند.
nonage
noun
دستور زبان
The state of being a minor. [..]
-
صغر
-
خامی
-
صغیربودن
-
ترجمه های کمتر
- (حقوق) فقدان اهلیت قانونی
- بی تجربگی
- دوران صباوت
- دوران صغر
- دوران پیش از بلوغ
- دوران کم سالی
- عدم رشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nonage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nonage" با ترجمه به فارسی
-
نابالغ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن