ترجمه "noncooperation" به فارسی
تشتت, ناهمکاری, پریشانی بهترین ترجمه های "noncooperation" به فارسی هستند.
noncooperation
noun
دستور زبان
The active absence of cooperation [..]
-
تشتت
-
ناهمکاری
-
پریشانی
-
ترجمه های کمتر
- (خودداری از همکاری با دولت و اقدام به کارشکنی یا نپرداختن مالیات وغیره مثلا به روش گاندی در هندوستان) کارشکنی
- ناسر به راهی
- ناهماهنگی (با دیگران)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " noncooperation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن