ترجمه "nonresident" به فارسی

غیرمقیم, نازیستمند, ناماندگار بهترین ترجمه های "nonresident" به فارسی هستند.

nonresident adjective noun دستور زبان

not resident; alien; foreign; not residing in the place in question [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غیرمقیم

  • نازیستمند

  • ناماندگار

  • غیر ساکن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nonresident " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nonresident" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه