ترجمه "nonsensical" به فارسی
مزخرف, یاوه, کتره بهترین ترجمه های "nonsensical" به فارسی هستند.
nonsensical
adjective
دستور زبان
Without sense; unmeaning; absurd; foolish; irrational; preposterous. [..]
-
مزخرف
adjectiveNo, I wouldn't let her anywhere near this nonsense.
نه ، من نميزارم اون نزديک اين کار مزخرف بشه.
-
یاوه
adjectiveAll is not at an end on earth since we can still talk nonsense.
تا شخص میتواند یاوه سرایی کند، همه چیز دنیا تمام نشده است.
-
کتره
-
ترجمه های کمتر
- جفنگ
- عبث
- نامعقول
- چرند
- مضحک
- ناپسند
- پوچ
- بی معنی
- بی چم
- مسخره آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nonsensical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nonsensical" با ترجمه به فارسی
-
حرف توخالی · حرف مزخرف
-
جهش بیمعنی
-
خارج از منطق
-
بی شوخی · حرف جدی (که چرت و پرت نیست) · ناچرند
-
جفنگیات
-
(رفتار) بی ادبانه · (ندا) چرند! · (واژه یا هجا وغیره) بی معنی · ابدا! · احمقانه · بی جا! · بی معنی ! · بی چم · بیمعنی · ترهه (ترهات) · جفنگ · خارج از منطق · دری وری · زشت · شر و ور · مزخرف · مهمل · نامعقول · پرت و پلا · چرت و پرت · چرند · کتره · گستاخانه · یاوه
-
(رفتار) بی ادبانه · (ندا) چرند! · (واژه یا هجا وغیره) بی معنی · ابدا! · احمقانه · بی جا! · بی معنی ! · بی چم · بیمعنی · ترهه (ترهات) · جفنگ · خارج از منطق · دری وری · زشت · شر و ور · مزخرف · مهمل · نامعقول · پرت و پلا · چرت و پرت · چرند · کتره · گستاخانه · یاوه
-
(رفتار) بی ادبانه · (ندا) چرند! · (واژه یا هجا وغیره) بی معنی · ابدا! · احمقانه · بی جا! · بی معنی ! · بی چم · بیمعنی · ترهه (ترهات) · جفنگ · خارج از منطق · دری وری · زشت · شر و ور · مزخرف · مهمل · نامعقول · پرت و پلا · چرت و پرت · چرند · کتره · گستاخانه · یاوه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن