ترجمه "nonstop" به فارسی

یکسره, بدون توقف, پیوسته بهترین ترجمه های "nonstop" به فارسی هستند.

nonstop adjective noun adverb دستور زبان

Without stopping; without interruption or break; [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یکسره

    without stopping [..]

    First you've got to get to Moscow, and then 13 hours' flight nonstop from Moscow.

    اول باید به مسکو بروید و بعد ۱۳ ساعت پرواز یکسره از مسکو.

  • بدون توقف

    without stopping [..]

    I can get you on the next nonstop to Istanbul tomorrow morning.

    ولي ميتونم تو ليست پروازِ بدون توقف به استانبول فردا صبح قرارتون بدم

  • پیوسته

  • ترجمه های کمتر

    • مدام
    • پایسته
    • (ترن و اتوبوس و غیره) یکسره
    • بی توقف
    • بی وقفه
    • یک ریز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nonstop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nonstop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه