ترجمه "nonunion" به فارسی

مستقل, (استخوان شکسته) جوش نخوردن, (شرکت و کارخانه و غیره) خودداری کننده از استخدام اعضای اتحادیه و امضای قرار داد با اتحادیه ها بهترین ترجمه های "nonunion" به فارسی هستند.

nonunion adjective noun دستور زبان

Not part of a labor union; not unionized. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستقل

    adjective
  • (استخوان شکسته) جوش نخوردن

  • (شرکت و کارخانه و غیره) خودداری کننده از استخدام اعضای اتحادیه و امضای قرار داد با اتحادیه ها

  • ترجمه های کمتر

    • به هم نچسبیدن
    • غیر اتحادیه ای
    • ناوابسته به اتحادیه ی کارگری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nonunion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nonunion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه