ترجمه "nor-" به فارسی

عادی, نرمال, وابسته به ترکیبی که یک بنیان کم دارد (معمولا methyl) بهترین ترجمه های "nor-" به فارسی هستند.

nor- Prefix

(organic chemistry) a compound derived from another by removal of a radical, especially by removal of methyl or methylene [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عادی

    adjective

    The ordinary troupe suffices neither for event nor for men:

    برای حوادث. و همچنین برای مردان، جمعیت عادی کافی نیست.

  • نرمال

    adjective
  • وابسته به ترکیبی که یک بنیان کم دارد (معمولا methyl)

  • پیشوند: (شیمی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nor- " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nor-" با ترجمه به فارسی

  • درک کردن
  • نور هاچن
  • nor
    (شاعرانه) نه ...و نه · (محلی) رجوع شود به than · (پس از neither یا not یا no یا never) و نه · شمال · نروژ · نروژی · نه · نه هم · نورمان · هم نه · همچنین نه
اضافه کردن

ترجمه های "nor-" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه