ترجمه "normally" به فارسی
معمولا, طبیعتا, هنجارا بهترین ترجمه های "normally" به فارسی هستند.
normally
adverb
دستور زبان
In the expected or customary manner. [..]
-
معمولا
adverbI normally don't drink coffee.
من معمولا کافه نمینوشم.
-
طبیعتا
And normally, we interpret these physical changes as anxiety
و طبیعتا ما این تغییرات جسمی رو
-
هنجارا
-
ترجمه های کمتر
- به طور طبیعی
- به طور عادی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " normally " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "normally" با ترجمه به فارسی
-
بازی بهنجار
-
الگوی معمولی
-
دارالمعلمین · دانش سرا · دانشسرا · دانشسرای مقدماتی · مدرسه ی تربیت معلم
-
اکول نرمال سوپریور
-
(آمار) پخش هنجاری · توزیع نرمال · پخش زنگوله ای
-
هنجار · هنجار شده
-
فرم نرمال اشتراکی
-
ليپيدخوني (طبيعي)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن