ترجمه "nosy" به فارسی

فضول, پویان, (در کار دیگران) کنجکاو بهترین ترجمه های "nosy" به فارسی هستند.

nosy adjective دستور زبان

prying, inquisitive or curious in other’s affairs; tending to snoop or meddle [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فضول

    adjective

    prying, inquisitive or curious in other’s affairs; tending to snoop or meddle

    Very nosy, but no brains, none at all.

    خیلی فضول بود ولی فکرش خوب کار نمیکرد.

  • پویان

    adjective
  • (در کار دیگران) کنجکاو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nosy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nosy" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) آدم فضول · آدم کنجکاو · فضولباشی
  • اشتغال · فضول · پرکاری
اضافه کردن

ترجمه های "nosy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه