ترجمه "nothingness" به فارسی

نیستی, عدم, پوچی بهترین ترجمه های "nothingness" به فارسی هستند.

nothingness noun دستور زبان

State of nonexistence; the condition of being nothing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیستی

    Fall into the nothingness that awaits you and your Master.

    سرنگون شو در نیستی، آن نیستی که در انتظار تو و ارباب توست.

  • عدم

    Philosophy pursues with its glance, probes the evil, and does not permit it to escape into nothingness.

    فلسفه با نگاه صالحش بد را دنبال میکند و بوی اجازه نمیدهد که در عدم بگریزد.

  • پوچی

    in the art of knowing our own nothingness beyond our own circle was become necessary for her

    که در محیط خانوادگی آنها دیگر خلاء و پوچی حاکم شده است

  • ترجمه های کمتر

    • هیچی
    • مرگ
    • خلا
    • نهستی
    • بطلان
    • تهی بودن
    • تهی مندی
    • عدم وجود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nothingness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nothingness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه