ترجمه "nova" به فارسی

نواختر, (نجوم) نواختر, نو اختر بهترین ترجمه های "nova" به فارسی هستند.

nova noun دستور زبان

(astronomy) any sudden brightening of a previously inconspicuous star [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نواختر

    noun

    sudden brightening of a star [..]

  • (نجوم) نواختر

  • نو اختر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nova " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Nova noun proper دستور زبان

(uncountable) Smoked Nova Scotia salmon. [..]

+ اضافه کردن

"Nova" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nova در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "nova" با ترجمه به فارسی

  • آرتميزيا نوا · آرتمیزیا تریدنتاتا
  • آرتميزيا نوا
  • سایاتنووا
  • ویلا نوا دگایا
  • استان نووسکوشیا (در جنوب خاوری کانادا - پایتخت : Halifax - مخفف NS - 09455 کیلومتر مربع) · نوا اسکوشیا · نووا سکوشیا
  • (موسیقی) · (نوعی جاز سامبا که در برزیل ابداع شد) باسانوا · بوسا نوا · رقص دو نفره با موسیقی باسانوا
  • نووا سکوشیا
اضافه کردن

ترجمه های "nova" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه