ترجمه "novice" به فارسی
نوچه, مبتدی, ناشی بهترین ترجمه های "novice" به فارسی هستند.
novice
noun
دستور زبان
A beginner; one who is not very familiar or experienced in a particular subject. [..]
-
نوچه
nounbeginner
but what they had already seen of the novice knight's prowess kept their laughter within bounds.
لیکن دلاوریهایی که از نوچه پهلوان دیده شده بود خنده را بدل به احترام میکرد.
-
مبتدی
nounOn the day when a novice makes her profession
روزی که یک مبتدی برای ورود در طریقت، سوگند یاد میکند،
-
ناشی
The novice player always goes first.
بازی کننده ناشی ، اول حرکت میکنه
-
ترجمه های کمتر
- نیمچه
- مرید
- (در میان راهبان و گروه های مذهبی) عضو جدید که هنوز سوگند نخورده
- تازه کار
- تازه گرویده (neophyte هم می گویند)
- خام دست
- نو وارد
- نوآموز تازه کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " novice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "novice" با ترجمه به فارسی
-
مبصر کلیسا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن