ترجمه "nuclear" به فارسی

هستهای, هسته ای, اتمی بهترین ترجمه های "nuclear" به فارسی هستند.

nuclear adjective دستور زبان

Involving atomic energy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هستهای

    adjective

    involving nuclear energy [..]

    First is this area of new nuclear that I'll talk about in just a second.

    اولی محدوده انرژیهای هستهای جدید است که چند لحظه دیگر دربارهاش صحبت میکنم.

  • هسته ای

    adjective

    As well as rounding up every nuclear weapon.

    همینطور داریم تمام سلاح های هسته ای رو جمع می کنیم.

  • اتمی

    adjective

    Some wanted to chance a nuclear blast anyway.

    بعضیها می خواستن در هر صورت انفجار اتمی رو امتحان کنن.

  • ترجمه های کمتر

    • هسته ساز
    • هسته مانند
    • وابسته به هسته ی اتم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nuclear " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nuclear" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nuclear" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه