ترجمه "nudge" به فارسی

سقلمه, ترغیب, ایزانیدن بهترین ترجمه های "nudge" به فارسی هستند.

nudge verb noun دستور زبان

(transitive) To push against gently, especially in order to gain attention or give a signal [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سقلمه

    After a while Goll nudges up beside us.

    پس از مدتی گل کنارم میآید و سقلمه میزند.

  • ترغیب

    and to nudge our sons to identify with those heroines

    و پسرانمان را ترغیب کنیم تا با قهرمان های زن هم ذات پنداری کنند،

  • ایزانیدن

  • ترجمه های کمتر

    • لرزانک
    • گرایاندن
    • تشویق
    • (با ملایمت) تشویق کردن
    • (برای هشدار دادن و غیره) با آرنج زدن (به)
    • اشاره کردن
    • با آرنج زنی
    • ترغیب کردن
    • خواهان سازی
    • خواهان کردن
    • سقلمه زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nudge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Nudge

The checkbox that enables or disables the playing of a sound when a nudge is received.

+ اضافه کردن

"Nudge" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nudge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "nudge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه