ترجمه "numbering" به فارسی
شمارش, شماره گذاری, نمره زنی بهترین ترجمه های "numbering" به فارسی هستند.
numbering
noun
verb
دستور زبان
A sequence of numbers indicating order or otherwise used for identification. [..]
-
شمارش
Looks like someone whose phone number should be on a bathroom wall.
مثل کسي شده که بايد شمارش روي ديوار دستشويي نوشته شده باشه.
-
شماره گذاری
Let's number the words of the song.
بیا کلمات شعر رو شماره گذاری کنیم
-
نمره زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " numbering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "numbering" با ترجمه به فارسی
-
شکل نمایش شماره بین المللی
-
(با فعل جمع) گروه · (برنامه ی هنری و غیره) قلم · (جمع) حساب · (دستور زبان) شمار · (معمولا جمع) جمعیت کثیر · امتیازات · برشمردن 1 · به حساب آمدن · به حساب آوردن · تعدادی · شخص · شمار بسیار · شمار فزونی · شماره گذاری کردن · شی · عده · مجموع · محدود کردن · مقدار · مقدار کل · نظم 0 · چاپ · چند عدد · چندتا · چیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن