ترجمه "numismatic" به فارسی

پولی, وابسته به سکه شناسی, وابسته به سکه و مدال و نشان بهترین ترجمه های "numismatic" به فارسی هستند.

numismatic adjective دستور زبان

Of or pertaining to currency, especially to coins. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پولی

  • وابسته به سکه شناسی

  • وابسته به سکه و مدال و نشان

  • وابسته به پول

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " numismatic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "numismatic" با ترجمه به فارسی

  • سکه شناسی · سکهشناسی · نشان شناسی
اضافه کردن

ترجمه های "numismatic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه