ترجمه "nun" به فارسی
ن, نون, راهبه بهترین ترجمه های "nun" به فارسی هستند.
nun
noun
دستور زبان
A member of a Christian religious community of women who live by certain vows and usually wear a habit, in some cases in a cloister. [..]
-
ن
Letter PrefixSemitic letter [..]
-
نون
noun adverbSemitic letter
i do know another joke about the nun and the full standing bishop
من باز هم در مورد نان و اسقف جوک بلدم
-
راهبه
member of a religious community of women
I would dress her as a nun in my picture.
در تابلویم او را به شکل یک راهبه میکشم.
-
ترجمه های کمتر
- (نام چهاردهمین حرف الفبای عبری) نون
- زن تارک دنیا
- کبوتر اهلی
- کبوتر خانگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Nun
proper
A male given name [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Nun" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nun در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "nun"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن