ترجمه "nunnery" به فارسی

صومعه, (قدیمی) صومعه, دیر (ویژه ی راهبه ها) (امروزه می گویند: convent) بهترین ترجمه های "nunnery" به فارسی هستند.

nunnery noun دستور زبان

(archaic) a place of residence for nuns [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صومعه

    noun

    To morrow to the nunnery, but to day we'll dance.

    فردا به صومعه خواهم رفت ولی امروز برقصیم!

  • (قدیمی) صومعه

  • دیر (ویژه ی راهبه ها) (امروزه می گویند: convent)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nunnery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nunnery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه