ترجمه "nursery" به فارسی
گلخانه, قلمستان, پرورشگاه بهترین ترجمه های "nursery" به فارسی هستند.
nursery
noun
دستور زبان
(obsolete) The act of nursing [..]
-
گلخانه
nounIn this nursery, we're going to grow 10 times more than the number of species.
در این گلخانه ما قصد داریم ۱۰ برابر بیشتر از این گونه های گیاهی را پرورش بدهیم.
-
قلمستان
noun -
پرورشگاه
I shall first say something of the male nurseries, and then of the female.
اینک سخن چند از پرورشگاه پسران و سپس پرورشگاه دختران میگویم.
-
ترجمه های کمتر
- خزانه
- مهدکودک
- شیرخوارگاه
- پروردگاه
- (در خانه) اتاق بچه ها
- اتاق بازی
- اتاق خواب بچه
- اتاق نوزاد
- فروشگاه درخت و گل
- محل پرورش و فروش درخت و گل
- نوزادگاه (nursery school هم می گویند) day -4رجوع شود به nursery
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nursery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nursery"
عباراتی شبیه به "nursery" با ترجمه به فارسی
-
مهد کودک
-
نهالستانهاي درخت زينتي · نهالستانهاي درخت ميوه · نهالستانهای گیاهی
-
خزانه کاشت · موجودی خزانه · گياهان خزانهای
-
نهالستانهاي درخت زينتي · نهالستانهاي درخت ميوه · نهالستانهای گیاهی
-
kudakestân · كودكستان · مهد کودک · کودکستان · کودکستان (ویژه ی کودکان 3 تا 5 ساله)
-
شعر بچه · شعر کودکانه
-
خزانه کاشت · موجودی خزانه · گياهان خزانهای
-
آموزش پیشدبستانی · كودكستان · مهدكودكها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن