ترجمه "nutant" به فارسی
سرخمیده, پیچیده, (گیاه یا شاخه) خمیده بهترین ترجمه های "nutant" به فارسی هستند.
nutant
adjective
دستور زبان
(of bodily organs and flowers) nodding, drooping [..]
-
سرخمیده
-
پیچیده
-
(گیاه یا شاخه) خمیده
-
روبه پایین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nutant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن