ترجمه "nutrient" به فارسی
مغذی, مقوی, پروره بهترین ترجمه های "nutrient" به فارسی هستند.
nutrient
adjective
noun
دستور زبان
A source of nourishment, such as food, that can be metabolized by an organism to give energy and build tissue. [..]
-
مغذی
adjectiveFresh vegetables contain many nutrients.
سبزیهای تازه حاوی مواد مغذی بسیار هستند.
-
مقوی
-
پروره
-
ترجمه های کمتر
- پرودین
- پرود
- طعام
- ماده مغذی
- ماده ی خوراکی
- ماده ی غذایی
- ماده ی مغذی
- مایه دار
- مواد مغذی
- پروره ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nutrient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nutrient" با ترجمه به فارسی
-
برهمکنشی غذایی-دارویی
-
مجموع مواد غذایی قابل هضم
-
انتقال غذا در جانوران · جريان خون · ديناميك خون · گردش خون · گردش خون مويرگ
-
چرخه زيستزمينشيميايي · چرخه غذايي در بومسازگانها · چرخهداربودن
-
كمبودهاي كاني خاك · كمبودهاي مغذي خاك · کمبودهای خاک
-
وضعيت غذايي (خاك)
-
دسترسپذیری غذايي (خاك)
-
فزونیهای غذایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن