ترجمه "nuzzle" به فارسی
دربرگرفتن, قرارگرفتن, (به ویژه خوک و گراز و غیره) با پوزه کندن بهترین ترجمه های "nuzzle" به فارسی هستند.
nuzzle
verb
دستور زبان
(of animals, lovers, etc) To touch someone or something with the nose. [..]
-
دربرگرفتن
verb -
قرارگرفتن
-
(به ویژه خوک و گراز و غیره) با پوزه کندن
-
ترجمه های کمتر
- (ریشه ی خوراکی و غیره را) با پوزه درآوردن
- با بینی یا پوزه مالیدن به یا فشار دادن
- دماغ مالی کردن
- عزیز داشتن
- لمیدن (در کنار کسی یا چیزی)
- مچاله شدن
- پوزه مالی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nuzzle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن