ترجمه "nymph" به فارسی

نیمف, حوری, شفیره بهترین ترجمه های "nymph" به فارسی هستند.

nymph noun دستور زبان

The larva of certain insects. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیمف

    minor female nature deity in Greek and Roman mythology

  • حوری

    It was composed of eight nymphs in two files

    این دسته از هشت تن حوری مرکب بود که به دو صف تقسیم میشدند.

  • شفیره

  • ترجمه های کمتر

    • رعنا
    • طناز
    • نوچه
    • پوره
    • (ادبی یا به شوخی) زن زیبا
    • (اسطوره های یونان وروم) پری
    • (حشره شناسی)عروسک
    • دختر خوشگل
    • زن جوان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nymph " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "nymph"

عباراتی شبیه به "nymph" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی) پروانه ی شبگرد (جنس Euthisanotia) · حوری جنگلی · عروس جنگل · مرغ مگس جنگلی (بومی امریکای جنوبی) · پری جنگلی
  • نوچهها · نوچهها (لاروها)
  • (اسطوره ی یونان و روم) پری دریایی · حوری دریا
اضافه کردن

ترجمه های "nymph" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه