ترجمه "oaf" به فارسی

پخمه, لخته, مخبط بهترین ترجمه های "oaf" به فارسی هستند.

oaf noun دستور زبان

(obsolete) An elf's child; a changeling left by fairies or goblins, hence, a deformed or foolish child. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پخمه

    That's because you're a clumsy oaf.

    براي اينکه تو يه پخمه ي دست و پا چلفتي هستي.

  • لخته

    noun
  • مخبط

  • ترجمه های کمتر

    • خاک
    • (در اصل) بچه جن
    • آدم احمق
    • بچه ناقص الخلقه
    • بچه ی عوضی (بچه ای که پریان به جای بچه ای که دزدیده اند می گذارند)
    • ساده لوح
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oaf " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "oaf" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه