ترجمه "ob" به فارسی
ضمنا, راستی, (لاتین) بهترین ترجمه های "ob" به فارسی هستند.
ob
noun
دستور زبان
(historical) A halfpenny. [..]
-
ضمنا
-
راستی
-
(لاتین)
-
ترجمه های کمتر
- او مرد
- رود اب ( که از کوه های آلتایی سرچشمه می گیرد و پس از گذشتن از سیبری باختری به دریای شمالگان می ریزد)
- زایمان شناسی
- مخفف : (انجیل) عوبدیا
- پزشک ویژه گر زایمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ob " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
OB
noun
abbreviation
obstetrician [..]
-
مامایی
noun -
رفتار سازمانی
-
علم مامایی
noun
Ob
symbol
proper
noun
(geography) A major river in western Siberia, Russia. [..]
-
رود اب
تصاویر با "ob"
عباراتی شبیه به "ob" با ترجمه به فارسی
-
عوبید
-
بیماری های زنان و زایمان · دکتر بیماری زنان و زایمان · مخفف : (پزشکی)
-
زیج · مبهم · مشاهده · مهجور · نا آشکار
-
از طرف مقابل · بر · بر ضد [obstinate] · به · به سوی · تماما · جلو · در مقابل · روی [obscure] · سراسر · سربه سر [obdurate] · معکوس · وارون · واژ [obovoid] (پیش از واژه هایی که با c آغاز می شود: -oc و پیش از of- : f وپیش از o- : m و پیش از op- : p) · پاد · پیش [obtrude] · کاملا
-
ساختار سازمانی اجرائی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن