ترجمه "obnoxiousness" به فارسی
بدی, نفرت انگیزی بهترین ترجمه های "obnoxiousness" به فارسی هستند.
obnoxiousness
noun
دستور زبان
The characteristic of being obnoxious. [..]
-
بدی
-
نفرت انگیزی
He stood unobtrusively behind the newel post now, trying not to be obnoxious about it.
او به طور مخفیانه در پلکان مارپیچ ایستاده بود و سعی میکرد که احساس نفرت انگیزی در این مورد نکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obnoxiousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obnoxiousness" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل) در معرض خطر یا صدمه · آسیب پذیر · بیزار کننده · زننده · سرزنش پذیر · قابل اعتراض · قابل تنبیه · منزجر کننده · ناخوشایند · نامطبوع · نفرت بار · نکوهیدنی
-
بطور نفرت انگیز
-
(در اصل) در معرض خطر یا صدمه · آسیب پذیر · بیزار کننده · زننده · سرزنش پذیر · قابل اعتراض · قابل تنبیه · منزجر کننده · ناخوشایند · نامطبوع · نفرت بار · نکوهیدنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن