ترجمه "obscenity" به فارسی
وقاحت, قباحت, زشتی بهترین ترجمه های "obscenity" به فارسی هستند.
obscenity
noun
دستور زبان
(countable) Something that is obscene. [..]
-
وقاحت
nounI see Damon's obscenity is rubbing off on you.
مي بينم وقاحت ديمن رو تو هم ياد گرفتي
-
قباحت
noun -
زشتی
nounIt kept him fromfacing the obscenity of fate.
این وسواس او را از رویا رویی با زشتی سر نوشت باز میداشت.
-
ترجمه های کمتر
- پلیدی
- ناپسندی
- شناعت
- وقیح
- موهن
- هرزگی
- ناپسند
- (حرف یا عمل یا رویداد) هرزه
- اصطلاح عوامانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obscenity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obscenity" با ترجمه به فارسی
-
صحبت وقيح
-
(حقوق) وابسته به کتب و فیلم و غیره که منافی اخلاق عمومی باشند · (گفتار و رفتار) زشت · زننده · شنیع · شهوانی · فاحش · فساد انگیز · فساد گستر · قبیح · مستهجن · موهن · نامرغوب · ناپسند · هرزه · وقیح
-
از روی هرزگی · بطور شرم آور · زشتی · وقیحانه
-
(حقوق) وابسته به کتب و فیلم و غیره که منافی اخلاق عمومی باشند · (گفتار و رفتار) زشت · زننده · شنیع · شهوانی · فاحش · فساد انگیز · فساد گستر · قبیح · مستهجن · موهن · نامرغوب · ناپسند · هرزه · وقیح
-
(حقوق) وابسته به کتب و فیلم و غیره که منافی اخلاق عمومی باشند · (گفتار و رفتار) زشت · زننده · شنیع · شهوانی · فاحش · فساد انگیز · فساد گستر · قبیح · مستهجن · موهن · نامرغوب · ناپسند · هرزه · وقیح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن